جز لختی در ساحل آن آسودن و به قدر رفع تشنگی چشیدن؟ حالا حکایت ماست که تشنه دانستن و سرک کشیدن به هزار توی این تاریخ صد سالهایم، اما مرور یک قرن از کشف نفت و جریان آن در زندگیمان به این مجال کوتاه ممکن نیست، پس به قدر گنجایش همان کوزه از دریای ماجراهای این قصه صد ساله توشه برداریم.
پای صحبت خسرو معتضد نویسنده و مورخ معاصر نشستهایم که با کلامی شیرین از آغاز این ره صدساله سخن گفتهاست. خسرو معتضد برای علاقهمندان به مطالعه تاریخ نام آشنایی است. اطلاعات گسترده وی از جزئیات وقایع تاریخ ایران همواره تحسین و شگفتی مخاطبان را به همراه داشتهاست. شیرینی لحن او آنگاه که بر صفحه تلویزیون ماجراهای تاریخی را روایت میکند، تصویری جذاب از برشهای تاریخ را در ذهن بیننده میآفریند.
معتضد از آغاز جوانی کار در رادیو و مطبوعات را تجربه کردهاست و در سال 1343 همزمان با سردبیری مجله ترقی نخستین کتابش را منتشر میکند و امروزه پس از 44 سال نویسندگی 80 جلد کتاب در کارنامهاش به ثبت رسانده است که موضوع بیشتر آنها به تاریخ معاصر مرتبط است و از جمله میتوان به بردار کشیدن شیخ فضلالله نورى، کمیته مجازات، ناکامان کاخ سعدآباد، در عصر دو پهلوى، از سوادکوه تا ژوهانسبورگ، سید ضیاءالدین، سیاستمدار دو چهره، جنگ نفت روى شنهاى داغ، سپهبد بختیار، سایه سنگین شاه، تاریخ 57 ساله پهلوى و جنبشهاى تجزیهطلبانه، تنش بزرگ، سیاست خارجى ایران در عصر رضاشاه، درون ارتش شاه، 30 سال جاسوسى در ارتش شاه و آن سوى دیوارهاى کاخ پهلوی اشاره کرد.
از چه زمانی موضوع کشف نفت در ایران جدی میشود؟
ایران در دوران قاجاریه با پدیده تازهای به نام نفت رو به رو شد که برای ایرانیها اصلا هیچ اهمیتی نداشت و از آن اطلاعی نداشتند، زیرا نفت در طول قرون متمادی در ایران در چشمههایی در خوزستان دیده میشد و ایرانیها به آن توجهی نداشتند و این گونه که در تاریخ ثبت شده در قرن 19 برای معالجه جرب (بیماری پوستی حیواناتی نظیر شتر ) از نفت استفاده میکردند.
در همان قرن 19 مطالعاتی در باره نفت آغاز میشود و شخصی به نام لوفتوس به این نتیجه میرسد که ایران منابع عظیم نفت دارد. گزارشی در یکی از مؤسسه های آرشیوی وجود دارد که از سوی یک شرکت انگلیسی در اواخر دوران ناصرالدین شاه تهیه و در آن از وجود معادن فراوان ایران یاد شدهاست. این گزارش بسیار مفصل است و اطلاعات جالب توجهی دارد که نشان میدهد تقریبا از همان زمان توجه خارجیها به منابع ایران جلب شدهاست.
در اواخر قرن 19 صحبت استفاده از مایعی به نام بنزین پیش میآید که از نفت گرفته میشد. این بود که نفت اهمیت یافت و توجه انگلیسیها را جلب کرد. ژاک دمورگان در سال 1894 پس از بازگشت از ایران در مقالهای ایران را دارنده منابع سرشار نفت خواند و گفت: ایران روی دریای نفت است و پیش از این که خود ایرانیها متوجه باشند، نفت ایران بر سر زبانها افتاد و میگفتند: یکی از بهترین معادن نفت جهان در ایران است.
ایرانیها از وجود این معدن اطلاع نداشتند یا ارزش آن را نمیدانستند؟
هیچ اطلاعی نداشتند و در دنیا هم تازه به آن پی برده بودند. گسترش وسایل حمل و نقل شاید ایده اولیه را ایجاد کرد.
در سال 1901 میلادی بهرهبرداری از نفت خاک ایران به استثنای دو ایالت و سه ولایت شمالی کشور را برای مدت 60 سال به شخصی به نام ویلیام ناکس دارسی از اهالی استرالیا واگذار میکنند که حق انحصاری استخراج نفت، حمل و نقل، تصفیه و فروش نفت و همچنین لولهکشی تا خلیجفارس را به دست میآورد. دولت هم زمینهایی را که بایر و متعلق به خودش بودرایگان به وی واگذار کرد.
در واقع یک شرکت دانشمند انگلیسی این حق را دریافت کرد. خود دارسی هیچ وقت به ایران نیامد. مهندس رینولدز را به ایران فرستاد که مطالعه را شروع کردند. جالب این است که دولت به هیچ شرکتی اجازه رقابت با این شرکت را نداد. مظفرالدین شاه مبلغ خیلی ناچیزی حدود 15هزار لیره دریافت کرد و 40 هزار لیره هم بین دیگران تقسیم شد. یعنی بر اساس امتیازنامه دارسی که بین دو کشور امضا و در دفاتر دیوانی ثبت شد، فقط از درآمد نفت حدود 16 درصد به ایران میرسید.
کار جستوجو و اکتشاف نفت چگونه و از کجا شروع شد؟
در جایی به نام چاه سرخ در شمال ناحیه قصرشیرین، نخستین چاه نفت را حفر کردند که در تابستان 1282 در عمق 507 متری به گاز و بعد به نفت رسید. به دنبال آن، چاه دیگری در همان منطقه حفر کردند که در عمقی مشابه چاه قبلی به نفت رسید و روزی 30 تن نفت از آن به دست میآمد که پس از مدتی با کاهش رو به رو شد و به 25 تن در روز رسید. افزون بر حجم پایین نفت این چاهها به علت فاصله زیاد بین چاه سرخ و خلیجفارس برای انتقال نفت به لولهکشی طولانی نیاز بود که غیر اقتصادی به نظر میآمد؛ بنابر این دارسی گفت که دیگر در این ناحیه کار نمیکند.
نخستین شرکت بهرهبرداری در زمان قاجار به نام استخراجات اولیه با سرمایه 600 هزار لیره معروف شده بود. در سال 1284 شرکتی به نام «سندیکای امتیازات» پدید آمد. دارسی از شرکت نفت برمه هم کمک خواست. در سالهای 1285 و 1286 یعنی دقیقا زمانی که ایرانیها سرگرم مشروطه هستند، ایشان در ناحیه چاه سرخ عملیات را متوقف کرد و وسایل حفاری را به سختی به ناحیهای به نام ماماتین نزدیک رامهرمز، در شمال اهواز انتقال داد.
ابتدا زیر نظر رینولدز و مهندسان کانادایی دو حلقه چاه آزمایشی حفر شد. نخستین چاه در عمق 661 متری و دومی در عمق 591 متری بدون نتیجه رها شد. بعد دوباره شروع به حفاری چاه دیگری کردند که در سال 1287 نخستین چاه نفت - چاه شماره یک میدان نفتون- در مسجد سلیمان در عمق 360 متری به نفت برمیخورند. دارسی در این موقع کار را رها کرده بود، چون سرمایهگذاریهایش نتیجه نداده بود و حتی قصد خودکشی داشت. چاه نفت دوم هم 10 روز بعد از حفر چاه اول در عمق 307 متری به نفت رسید.
پس از کشف نفت در مسجد سلیمان ادامه ماجرا چگونه پیش رفت؟
دقیقا وقتی ایرانیها مشغول جنگ مشروطه بودند، انگلیسیها در آوریل 1909 شرکت نفت ایران و انگلیس را با سرمایه 2 میلیون لیره که نصف آن پرداخت نشده بود به جای شرکت سندیکای امتیازات در لندن ثبت میکنند. 970 لیره این شرکت متعلق به شرکت نفت برمه بود. 30 هزار سهم هم به بخش خصوصی میفروشند. بعد شخصی به نام لرد استرادکونا رئیس هیئت مدیره میشود. این در حالی است که در آن زمان، ایرانیها از جنبه استراتژیک نفت خبر ندارند و هنوز شترهایشان را در نفت میشویند و زخمهای سطحی روی بدن افراد را با آن معالجه میکنند. این نفت، میلیونها سال در زیر خاک ایران بود و ما از آن استفاده نمیکردیم؛ به همین دلیل انگلیسیها مدعی بودند که سهم بیشتری متعلق به آنهاست، ما حتی مهندس هم نداشتیم.
در اوایل سال بعد، شرکت دیگری به نام شرکت نفت بختیاری را تأسیس میکنند. سرمایه این شرکت 400 هزار لیره است. یک عده از این بختیاریها را به عنوان ناتور(نگهبان) استخدام میکردند که از لولهها مراقبت کنند، اینها را سهیم کردند. شیخ خزعل نامی در خوزستان همه کاره بود، امیر تامالاختیار بود. اینها از شیخ خزعل یک مایل مربع از اراضی آبادان را به عنوان اینکه پالایشگاه بسازند، میخرند. بعد حفاظت منطقه آبادان را هم به شیخ خزعل میسپارند. ساختمان پالایشگاه آبادان بین سالهای 1289 تا 1292 ادامه پیدا میکند. ظرفیت اولیه پالایشگاه هم 120 هزار تن در سال است که بعدها به تدریج ظرفیت آن افزایش پیدا میکند تا سال 1920 به یک میلیون تن میرسد که در آن زمان باورکردنی نبود و این پالایشگاه بزرگترین پالایشگاه جهان بود.
از اینجا دیگر شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز به کار کرد. نخستین نفتی که صادر شد هم به شکل خام و 43 هزار تن بود سال بعد 81 هزار تن، 2 سال بعد این رقم به 274 هزار تن رسید. و به این ترتیب، صادرات آغاز شد.
مصاحبه از هما کبیری